تبلیغات
بیگاه - میراث - مهدی اخوان ثالث
بیگاه
روزگار غریبیست نازنین ...

میراث - مهدی اخوان ثالث

نوشته شده در تاریخ : پنجشنبه 26 اسفند 1389   08:44 ق.ظ

نوع مطلب :شعر نو ،

پوستینی کهنه دارم من
یادگاری ژنده پیر از روزگارانی غبار آلود
سالخوردی جاودان مانند
 مانده میراث از نیکانم مرا ، این روزگار آلود
 جز پدرم ایا کسی را می شناسم من
 کز نیکانم سخن گفتم ؟
نزد آن قومی که ذرات شرف در خانه ی خونشان
 کرده جا را بهر هر چیز دگر ، حتی برای آدمیت ، تنگ
خنده دارد از نایکانی سخن گفتن ، که من گفتم
جز پدرم آری
 من نیای دیگری نشناختم هرگز
نیز او چون من سخن می گفت
همچنین دنبال کن تا آن پدر جدم
 کاندر اخم جنگلی ، خمیازه ی کوهی
 روز و شب می گشت ، یا می خفت
 این دبیر گیج و گول و کوردل : تاریخ
 تا مذهب دفترش را گاهگه می خواست
 با پریشان سرگذشتی از نیکانم بیالاید
رعشه می افتادش اندر دست
در بنان درفشانش کلک شیرین سلک می لرزید
حبرش اندر محبر پر لیقه چون سنگ سیه می بست
زانکه فریاد امیر عادلی چون رعد بر می خاست
هان ، کجایی ، ای عموی مهربان ! بنویس
ماه نو را دوش ما ، با چکران ، در نیمه شب دیدیم
مادیان سرخ یال ما سه کرت تا سحر زایید
در کدامین عهد بوده ست اینچنین ، یا آنچنان ، بنویس
لیک هیچت غم مباد از این
 ای عموی مهربان ، تاریخ
 پوستینی کهنه دارم من که می گوید
 از نیکانم برایم داستان ، تاریخ
من یقین دارم که در رگهای من خون رسولی یا امامی نیست
 نیز خون هیچ خان و پادشاهای نیست
 وین ندیم ژنده پیرم دوش با من گفت
کاندرین بی فخر بودنها گناهی نیست
پوستینی کهنه دارم من
 سالخوردی جاودان مانند
 مرده ریگی دساتانگوی از نیکانم ،که شب تا روز
گویدم چون و نگوید چند
 سالها زین پیشتر در ساحل پر حاصل جیحون
بس پدرم از جان و دل کوشید
تا مگر کاین پوستین را نو کند بنیاد
او چنین می گفت و بودش یاد
 داشت کم کم شبکلاه و جبه ی من نو ترک می شد
 کشتگاهم برگ و بر می داد
 ناگهان توفان خشمی با شکوه و سرخگون برخاست
 من سپردم زورق خود را به آن توفان و گفتم هر چه بادا باد
تا گشودم چشم ، دیدم تشنه لب بر ساحل خشک کشفرودم
پوستین کهنه ی دیرینه ام با من
 اندرون ، ناچار ، مالامال نور معرفت شد باز
 هم بدان سان کز ازل بودم
 باز او ماند و سه پستان و گل زوفا
 باز او ماند و سکنگور و سیه دانه
 و آن بایین حجره زارانی
 کانچه بینی در کتاب تحفه ی هندی
 هر یکی خوابیده او را در یکی خانه
 روز رحل پوستینش را به ما بخشید
ما پس از او پنج تن بودیم
 من بسان کاروانسالارشان بودم
کاروانسالار ره نشناس
اوفتان و خیزان
تا بدین غایت که بینی ، راه پیمودیم
سالها زین پیشتر من نیز
 خواستم کاین پوستیم را نو کنم بنیاد
 با هزاران آستین چرکین دیگر برکشیدم از جگر فریاد
 این مباد ! آن باد
 ناگهان توفان بیرحمی سیه برخاست
 پوستینی کهنه دارم ن
 یادگار از روزگارانی غبار آلود
 مانده میراث از نیکانم مرا ، این روزگار آلود
های ، فرزندم
بشنو و هشدار
 بعد من این سلخورد جاودان مانند
 با بر و دوش تو دارد کار
 لیک هیچت غم مباد از این
 کو ،کدامین جبه ی زربفت رنگین میشناسی تو
کز مرقع پوستین کهنه ی من پکتر باشد ؟
با کدامین خلعتش ایا بدل سازم
 که من نه در سودا ضرر باشد ؟
ای دختر جان
همچنانش پک و دور از رقعه ی آلودگان می دار


نوشته شده توسط:داریوش ع.پ.
نظرات() 


برچسب ها: میراث، مهدی اخوان ثالث، میراث ( مهدی اخوان ثالث )،
دنبالک ها: بیگاه ،
Reva
پنجشنبه 16 آذر 1396 09:45 ب.ظ
You've made some really good points there. I looked on the
web for more information about the issue and found most individuals will go along with your views on this site.
feet pain
سه شنبه 28 شهریور 1396 03:03 ق.ظ
Spot on with this write-up, I honestly believe this website needs a lot more attention. I'll probably be back again to read through more, thanks for the advice!
Where is the Achilles heel?
یکشنبه 15 مرداد 1396 09:09 ب.ظ
Write more, thats all I have to say. Literally, it seems as
though you relied on the video to make your point. You clearly know what youre
talking about, why waste your intelligence on just posting videos to your site when you could
be giving us something informative to read?
What do you do for a strained Achilles tendon?
یکشنبه 15 مرداد 1396 01:23 ق.ظ
I read this piece of writing fully regarding the comparison of most recent
and previous technologies, it's amazing article.
What is limb lengthening surgery?
دوشنبه 9 مرداد 1396 11:17 ب.ظ
Good information. Lucky me I discovered your website by accident (stumbleupon).

I've bookmarked it for later!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

آخرین پستها

کتاب کلیله ودمنه جمعه 23 بهمن 1394
تصویر روی جلد کلیله ودمنه سه شنبه 20 بهمن 1394
داستان دوکبوتر کلیله و دمنه دوشنبه 19 بهمن 1394
برای چه زیباست شب - احمد شاملو شنبه 29 فروردین 1394
داستان کوتاه ثروتمند فقیر یکشنبه 19 بهمن 1393
غفلت(کلیله و دمنه) شنبه 17 آبان 1393
مرغابی و ستاره و ماهی پنجشنبه 15 آبان 1393
طبل میان تهی(کلیله و دمنه) چهارشنبه 14 آبان 1393
گنج باد آورده(کلیله و دمنه) چهارشنبه 14 آبان 1393
افسون شولم شولم(کلیله و دمنه) پنجشنبه 8 آبان 1393
روشنی، من، گل، آب - سهراب سپهری سه شنبه 23 خرداد 1391
ای شب - نیما یوشیج سه شنبه 23 خرداد 1391
زندگینامه فریدریش نیچه دوشنبه 21 فروردین 1391
قرآن من شرمنده ی توام - دکتر علی شریعتی یکشنبه 29 خرداد 1390
زندگینامه فروغ فرخزاد شنبه 20 فروردین 1390
به آرامی آغاز به مردن می کنی - پابلو نرودا - ترجمه احمد شاملو یکشنبه 14 فروردین 1390
چرا خانه کوچک ما سیب نداشت - حمید مصدق جمعه 12 فروردین 1390
در باغ بی بر گی زادم - دكتر علی شریعتی یکشنبه 7 فروردین 1390
میراث - مهدی اخوان ثالث پنجشنبه 26 اسفند 1389
چنگیز دیروز و چنگیز امروز - دکتر علی شریعتی چهارشنبه 25 اسفند 1389
وداع - فروغ فرخزاد جمعه 13 اسفند 1389
پریا - احمد شاملو یکشنبه 8 اسفند 1389
در ساعت پنج عصر - فدریکو گارسیا لورکا - ترجمه احمد شاملو شنبه 30 بهمن 1389
حکمت وداع - بورخس یکشنبه 24 بهمن 1389
نمی دانم پس از مرگم چه خواهد شد - دکتر علی شریعتی شنبه 16 بهمن 1389
یادی از گذشته - فروغ فرخزاد چهارشنبه 13 بهمن 1389
باد در قفس - فریدون مشیری سه شنبه 12 بهمن 1389
سرود آفرینش - دکتر علی شریعتی سه شنبه 12 بهمن 1389
تفنگت را زمین بگذار ( زبان آتش ) - فریدون مشیری پنجشنبه 7 بهمن 1389
در این بنبست - احمد شاملو دوشنبه 27 دی 1389
لیست آخرین پستها